کتاب معجزه تذکر زبانی   نوشته  محمدرضا اکبری 
wwww.jamal9191.blogfa.com
قسمت دوم

جلب توجه نامحرم می شود می گوییم :
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
یا به کسی که غربزده شده است این شعراقبال لاهوري را بگوییم
اي ز افسون فرنگی بی خبر از فریب او اگر خواهی امان
فتنه ها در آستین او نگر اشترانش را زحوض خود بران
یا به کسی که گرفتار اعتقاد به جبر شده است وحتی در ارتکاب گناهانش خود را مقصر نمی داند بگوییم :
اي که گویی اي کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است اي صنم
ویا به کسی که با فریبکاري به خواسته هاي خود دست می یابد بگوییم :
گیرم که خلق را به فریبت فریفتی بادست انتقام طبیعت چه می کنی
ویا به کسی که با استناد به خطاهاي مسلمانان و مسئولان دین اسلام را مورد خرده گیري وبی مهري قرارمیدهند بگوییم :
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست ازمسلمانانی ماست
15 - امر به معروف ادبی
گاهی یک جمله ادبی کوتاه بهتر از هر گفتار دیگري می تواند مقصود از امر به معروف ونهی دینی را به صورت موثري برساند بویژه اگر مخاطب علاقمند به جمله هاي لطیف و ظریف بوده و یا تذکر دهنده به انجام این شیوه امر به معروف موفق ترباشد و بتواند جمله مورد نظر خود را با رعایت کارشناسی لازم خطاب به گنهکار بیان کند .
چگونه بگوییم ؟
مثلا به زنی که بصورت زننده ومبتذلی بیرون آمده است بگوییم :
زن بر سر این دوراهی است که خلیفه خدا شود و یا عروس شیطان گردد و یا به کسی که در شنیدن ، دیدن ویا گفتن بی حیایی می کند بگوییم : اگر کبوتر سفید حیا از آسمان جان پرواز کند جغدهاي گناه او را آلوده خواهند کرد .
و یا به دختر و پسري که بدون عقد شرعی یکدیگر را به دوستی گرفته اند بگوییم : دوستی دختر وپسرآغازي شیرین وپایانی تلخ ناگوار دارد .
نمونه عملی
زنی را دیدم که ظاهر خویش به کناه آلوده کرده بود وهمی به خود می بالید .گفتمش خرقه ي گناه بر
تن کرده اي وتقواي ظاهر مسلمانی بر باد داده اي ؟ گفتا چون قلبم پاك باشد مرا باکی نیست گفتمش از
کوزه همان برون ترآود که در اوست با شنیدن این سخن خموش گردید وسکوت رضایت در چهره اش
( همی آشکار گردید واین بی بضاعت را در سرور هدایتش فرو برد. ( 38
-16 امر به معروف داستانی
امربه معروف داستانی آن است که تذکر دهنده امر و نهی خود را به صورت یک داستان متناسب با کار
گنهکار بیان کند به گونه اي که بفهمد مراد از نقل این داستان تذکر به اوست .
داستان همواره مورد توجه انسان ها بوده واز لطافت تاثیر گذاري خاصی برخوردار است .همه ي انسان ها به
همه سلایقی که دارند به داستان علاقمندند واگر تذکر دهنده بتواند با موفقیت داستان سازنده اي را نقل کند
چه بسا بتواند تحولی را دردل او بوجود آورد .
چگونه بگوییم ؟
باید با ذوق ومدیریت لازم زمینه ي داستان را فراهم کنیم وبه صورت آموزشی آن را بیان نماییم البته لازم
نیست داستان را خطاب به او بین کنیم بلکه می توانیم در یک جمعی که فرد مورد نظر ما در آن حضور دارد
به نقل داستان بپردازیم و یا خطاب به فرد خاصی که در حضور گنهکار است آن را نقل کنیم وما در اینجا به
نقل یک داستان که به قسم دروغ مربوط می شود می پردازیم
رسول خدا (ص) بردو مردي گذر کرد که در حال خرید و فروش گوسفندي بودندو هر دو قسم یاد می
کردند، یکی می گفت : به خدا قسم کمتر ازاین قیمت نمی فروشم ودیگري می گفت به خدا قسم بیش از
این قیمت به تو نخواهم داد تا اینکه بالاخره مشتري گوسفند را خریداري کرد حضرت فرمود :
( یکی ازشما دونفر گناه کرد و باید کفاره ي شکستن قسم خود را بپردازد ( 39
-17 امر به معروف خواندنی
کسانی که در هنگام امر به معروف سررشته ي سخن از دستشان بیرون می رود و یا در سخن گفتن به لکنت
زبان افتاده و یا دست کم قدرت بیان را از دست می دهند می توانند تذکر خود را نوشته وهنگام امر و نهی از
روي آن بخوانند حتی اگر تذکر دهنده نتواند نوشته خود را با خطاب مستقیم به گنهکار بخواند با خطاب به
فردي دیگري که در نزد گنهکار حضور دارد و یا بدون خطاب ,بصورت مطالعه براي خود قرائت کند تا او
هم بشنود . ودر این شیوه وشیوه هاي دیگري که در این کتاب بیان شده است باید تذکر دهنده به گنهکار
بفهماند که منظور او امر و نهی دینی می باشد درغیر این صورت واجب انجام نگرفته است البته می توان
نوشته را به صورت مناسبی در اختیار فرد مورد نظر قرار داد تا خود از روي آن بخواند واین امر به معروف
مکتوب خواهد بود که از موضوع بحث این کتاب خارج است .
چگونه بگوییم ؟
شیوه اجرا اینگونه است که آیه یا روایت ، شعر یا داستان ؟ قطعه ادبی یا تاریخی و هر جمله دیگري که براي
تذکر به گنهکار است را با زمینه سازي مناسب خطاب به او بخوانیم واگر خطاب مستقیم ممکن نیست به
بهانه اي که اقتضاء دارد نزد او بخوانیم .
مثلا همینگونه که در پیاده رو حرکت می کنیم می توانیم خود را به فرد مورد نظر نزدیک کنیم وبه صورتی
که بفهمد به اوتذکر می دهیم متن خود را بخوانیم .
برخی از گناهان ، رایج گسترده است و ما می توانیم متنی را براي آن همراه داشته باشیم و همواره تذکر
نوشتاري خود را براي گنهکاران بخوانیم و تجربه ي ماهم دراین صورت زیاد خواهدشد واجراي تذکر هم
به گونه اي است که غالبا کسی نمی تواند متعرض ما شود زیرا خطاب مستقیم نداریم .
-18 امر به معروف سوالی
امر به معروف سوالی آن است که امر و نهی خود را به صورت سوالی بیان کنیم به گونه اي که انجام واجب
یا ترك گناه از سوال ما معلوم گردد امر به معروف به شیوه سوالی از ظرافت هاي خاص وامتیازهاي قابل
توجهی برخوردار است که به آن اشاره می کنیم :
1) غیر مستقیم بودن تذکر
روحیه برخی از گنهکاران به گونه اي است که امر و نهی صریح را نمی پذیرد ویا در برابر آن ایستادگی
کرده وچه بسا به بدگویی ، جوسازي و تهضیب امر و نهی و امر کننده به معروف رو آوردند اما در برابر امر
به معروف سوالی به نوع خلع سلاح شده واحتمال تاثیر در آنها افزایش می یابد طبیعی است که تذکربه آنها با
شیوه سوالی انجام گیرد نظیر اینکه بگوییم : وقت آن نرسیده است که در ادامه گناه خود تجدید نظر کنی ؟
قرآن هم چنین سوالی رابه صورت کلی بیان کرده است خداوند در سوره حدید آیه 16 می فرماید: الم یان
( للذین آمنواان تخشع قلوبهم لذکر الله وما نزل من الحق ( 40
آیا وقت آن نرسیده است که دلهاي مومنان دربرابرذکر خدا وآنچه ازحق نازل شده است خاشع شود ؟
2) توجه گنهکار به پاسخ سوال
عده اي از گناه بودن گناه خود غافلند وچه بسا تذکر عادي تاثیر چندانی در آنها نداشته باشد ازاین رو سوال
از آنها دغدغه خاطرشان را جدي تر کرده و بهم ریختگی بیشتري را در روال عادي گناه آنها پدید می آورد
وآنان را به این فکروامی دارد که عمل خود را مورد نقد و بررسی قرار دهند و البته این امتیاز بزرگی است
که گنهکار را به اندیشه واداریم . اندیشه اي که سبب بیداري ,آگاهی وتحقیق او می گردد.
سوال از عمل گنهکار چیزي نیست که به زودي از صفحه ي ذهن او پاك شود بویژه اگر با آداب لازم از او
سوال شود البته همه افراد ویا همه ي گناهان شرایط تذکر سوالی را ندارند اما در بسیاري از موارد می توانیم
با این شیوه تذکر دهیم وذهن او را درگیر سازیم .
3) نفی عمدي بودن گناه
در شیوه تذکر سوالی نسبت عمدي بودن گناه کاهش می یابد در امر و نهی مستقیم وصریح نسبت گناه به
فردي که به او تذکر می دهیم قطعی است واین نسبت در برخی موارد موجب تحریک وموضع گیري
گنهکار می گردد وچه بسا امرونهی دینی را با بی تاثیري ویا کم تاثیري مواجه سازد اما وقتی از او سوال
این نسبت بسیار ضعیف می شود و حساسیت فرد مقابل بر «؟ آیا می دانید این عمل شماگناه است » شود که
طرف می گردد .
چگونه طرح سوال کنیم ؟
سوال باید از ابعاد مختلفی کارشناسی شده باشد وجهت دینی ، روانشناختی ، اجتماعی ادبی آن مورد توجه
قرار گیرد تا آثار سازنده اي را در گنهکار پدید آورد .
نمونه ي سوالات
آیا می دانید این کار شما حرام است واسلام از آن نهی کرده است ؟
آیا می دانید این کار واجب است و شما آنرا انجام نمی دهید ؟
فکر نمی کنید این کار در اسلام حرام باشد ؟
فکر نمی کنید انجام این کار واجب باشد وشما آن را ترك کرده اید ؟
به حرام بودن این کار خود اندیشیده اید ؟
به واجب بودن این کار که آن را ترك کرده اید اندیشیده اید ؟
شما می دانید دروغ از گناهان بزرگ است ؟
شما می دانید چهره ي آرایش شده ي زن باید از دیدن نامحرم پوشیده بماند ؟
شما می دانید حجاب ازاحکام مسلم و واجب اسلام است ؟
می دانید با این گناه نام شما در طومار گنهکاران ثبت می شود ؟
وقت آن نرسیده است که به بی نمازي یا بی حجابی خود پایان بخشی ؟چه تضمینی وجود دارد که فردا زنده
باشی ؟
آنچه تا بحال گناه کردي کافی نبوده است باز هم با خداوند قصد مخالفت داري ؟
تاریخی براي ترك مخالفت با خدا تعیین کرده اي ؟
نمونه عملی
روزي امام حسن (ع) از محلی می گذشت ، چشمش به مردي افتاد که قهقه می زند نزد او رفت وفرمود : آیا
می دانی که در روز قیامت وارد آتش می شوي ؟ ( 41 ) پاسخ داد: پاسخ داد آري .
حضرت فرمود: آیا می دانی که از افرادي هستی که از آن خارج می شوي ؟ جواب داد: نه مطمئن نیستم .
( امام حسن (ع) فرمود : توکه نمی دانی حتما از جهنم خارج خواهی شد چگونه قهقه می زنی ؟ ( 42
-19 امر به معروف انذاري
ترس همواره از عوامل کنترل انسان بشمار آمده است ازاین رو ترس از خدا ، ترس از روز قیامت ، ترس از بد
عاقبتی ,ترس از عذاب قبر ,ترس از مجازات هاي قضایی ,ترس از گرفتاري و از دست دادن منافع و
اعتبارهاي مختلف دنیوي وآخرتی وامثال آن ذهن انسان ها را در طول تاریخ حیات خود مشغول ساخته و از
عوامل مهم تعدیل او بشمار می رود .یکی از عوامل موثر در امر و نهی دینی نیز ترساندن گنهکاران از
خداوند متعال است که در قرآن نیز بطور فراوانی با عبارات مختلف : اتقوا الله ، اتقواربکم، اتقون بکار رفته
است ترس از خدا ازنعمت هاي بزرگ الهی است که نصیب هرکس گردد به صورت معجزه آسایی او را در
مسیر اعتدال قرار می دهد. اگر کسی ترس از خدا داشته باشد اهرم بزرگی در وجود اوست که می توان با
تکیه برآن به امر و نهی دینی او همت گمارد و به نتیجه رسید .
چگونه بگوییم ؟
مثلا بگوییم : از خدا نمی ترسی اینگونه آبروي دیگران را می ریزي ؟
از خدا بترس وبه مال دیگران تعدي نکن .
بترس ازشبی که فردایی براي تو نخواهد داشت وباید پاسخگوي اعمال نارواي خود باشی .
بترس که با این کارهاي حرام عاقبت بخیر نشوي .
از خدا بترس چرا این اندازه جرات بر گناه پیدا کرده اي ؟
نمونه عملی
امام صادق (ع) پس از آنکه اسحاق را مورد نهی از منکر خود قرار داد به او فرمود :
( اي اسحاق از خدا بترس به گونه اي که او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند ( 43
همچنین وقتی عبدالله عموي امام جواد (ع) در پاسخ سوالی جواب ناصحیح داد امام (ع) به خشم آمد رو به او
کرد وفرمود : اي عمو از خدا بترس و پرهیزکار باش ، بسیار بزرگ است که در قیامت در پیشگاه خدا بایستی
( وخدا به تو بفرماید چرا ازاین رو جهل ناآگاهی فتوا دادي. ( 44
-20 امر به معروف استکراهی
امربه معروف استکراهی آن است که گنهکار را از ترك واجب یا انجام حرام متنفر سازیم .
راههاي ایجاد تنفر از گناه
ایجاد تنفر به گناه راه هاي متعددي دارد که به بیان آنها می پردازیم
1. بیان اشتراك با تبهکاران بزرگ
گناه عده اي از گنهکاران با گناه برخی از تبهکاران تاریخ مشترك است واگر ما به این وجه اشتراك اشاره
کنیم به خاطر تنفر گنهکار از آن تبهکار تحت تاثیر قرار خواهد گرفت نظیر آنکه به کسی که سگ بازي می
کند بگوییم : یکی از کارهاي یزید سگ بازي بود که امام حسین (ع) آن را از اعمال زشت او شمرده است
بنابراین شایسته نیست شما چنین وجه اشتراکی با او داشته باشید .
بیان وجه اشتراك باید با دقت واحتیاط انجام گیرد و از هرگونه زیاده روي و بزرگ کردن گناه و یا توهین به
گنهکار پرهیز شود تا اثر معکوس نداشته باشد .
2. تبیین ضررگناه
راه دیگرایجاد تنفر از گناه اشاره به ضرر است که در آن گناه یا ترك واجب نهفته است مثلا به کسی که
فقرا را مورد بی احترامی قرار می دهد بگوییم : رسول خدا (ص) فرمود کسی که مسلمان فقیري را احترام
( کند خدا را در روز قیامت ملاقات نماید در حالی که از او خشنود است . ( 45
و یا به کسی که لباسی می پوشد که موجب شهرت انگشت نما شدن او می شود بگوییم : پیامبر (ص) فرمود:
( کسی که در دنیا لباس شهرت بپوشد خداوند در آخرت لباس ذلت به او می پوشاند . ( 46
یا به کسی که به دنبال ریاست طلبی است بگوییم : پیامبر (ص)فرمود : کسی که خود را بر گروهی از
مسلمانان مقدم کند در حالی که می بیند کسی بهتر از او (براي انجام مسئولیت) در بین آنان وجود دارد به
( خداوند پیامبر او و مسلمانان خیانت کرده است . ( 47
3. تفهیم همراهی گنهکار با دشمن
برخی از گناهان عمل به خواست دشمن است واگر گنهکار بداند کار او مطلوب دشمنان اسلام وکشوري
است از آن پرهیز می کند ودست کم استقبال بیشتري از تذکر نشان می دهد مثلا به خانمی که لباس بسیار
ارزشمند چادر مشکی را کنارمی گذارد بگوییم: مستر همفر جاسوس انگلیسی می گوید :باید زنان مسلمان را
( فریب داد وازچادر عبا بیرون کرد. ( 48
4. تبیین عذاب گناه از ارتکابی
راه دیگر ایجاد تنفر از گناه این است که عذاب آن را براي گنهکار تبیین نماییم مثلا به کسی که طلا به
گردن یا دست خود کرده است بگوییم :
پیامبر فرمود : هرکس دوست دارد حلقه اي از آتش به دست محبوبش کند حلقه اي از طلا به دست او کند و
( هر کس دوست دارد گردنبندي از آتش به گردن محبوبش کند گردنبندي از طلا به گردن او آویزد . ( 49
5. اشاره به عاقبت گنهکاري
تبیین عاقبت شوم گناه تاثیر خوبی در ایجاد تنفر از گناه براي گنهکار دارد نظیر اینکه به دختر وپسري که
بدون عقد شرعی رابطه دوستانه دارند بگوییم : دوستی دختر وپسر آغازي شیرین وپایانی تلخ وسیاه دارد .
یا به گنهکار مورد نظر بگوییم : ادامه این گناه تو را به تکذیب آیات قرآن می کشاند چنان که قرآن می
( فرماید : ثم کان عاقبه الذین اساووا السواي ان کذبوا بایات الله وکانوا بها یستهزون ( 50
سپس عاقبت کسانی که مرتکب اعمال بد شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و به مسخره
گرفتند .
6. بیان ریشه گناه
وقتی کسی بداند عمل اواز چه منشا بدي نشات می گیرد تاثیر پذیري او در ترك آن گناه افزایش خواهد
یافت مثلا به کسی که خنده ي بی موردي می کند بگوییم : امام حسن عسکري (ع)می فرماید :
( خنده بی جا از نادانی است ( 51
7. بیان سرنوشت گنهکاران مشابه
اعمال زشت عبرت انگیز است و برخی از گنهکاران عبرتهایی را از خود بجا می گذارند .
عبرت پندي است که از نظر کردن در احوال بد دیگران بدست می آید بیان سرنوشت بد کسانی که گناهی
نظیرگناه فرد مورد نظر ما را داشته اند می تواند در او تاثیر گذار باشد . مثلا کسی که تمکن مالی دارد اما به
تنگدستان کمک نمی کند وآنان را از خود محروم می گرداند این داستان را بیان می کنیم :
مردي با خانواده خود مشغول غذا خوردن بود غذاي آنها مرغ بریان شده اي بود که در سفره داشت . در این
هنگام فقیري به در خانه آمد واظهار گرسنگی کرد آن مرد بر فقیر فریاد زد و او را از در خانه ي خود دور
کرد دیري نگذشت که خود فقیر شد و امکانات زندگی از او گرفته شد و از شدت فقر وپریشانی ازهمسر
خود جدا گردید و همسرش با مرد دیگري ازدواج کرد .
روزي آن زن با شوهر خود غذا می خورد و اتفاقا غذاي آنها مرغ بود که ناگاه فقیري در خانه ي آنها آمد و
اظهار گرسنگی کرد مرد به همسرش گفت : مقداري نان ومرغ به فقیر بدهد .
وقتی زن به درب خانه رفت دید فقیري که درب خانه است همان شوهر اول اوست . ازدیدن این واقعه گریه
کرد و برگشت . شوهرش پرسید چراگریه می کنی ؟ همسرش پاسخ داد : این فقیر شوهر اول من بود وقصه
ي خود که که با او غذا می خورد و فقیري را که از درب خانه دور کرد براي او نقل کرد .
( شوهرش گفت : به خدا سوگند آن فقیري را که رد کرد من بودم وبر سر من فریاد کشید . ( 52
8. بی ارزش نشان دادن گناه
عده اي از گنهکاران معتقدند که گناه آنها داراي ارزش است مثلاً گناه بی حجابی را براي خود تمدن بشمار
می آوردند در چنین مواردي باید بی ارزشی گناه را براي آنها بیان کنیم تا آنان که در اشتباهند آگاه گردند
وگناه خود را تر ك کنند.
حکیم نامی جهانگیر خان قشقایی در ایام جوانی به موسیقی علاقمند بود وچندي هم در این راه تمرین کرده
بود روزي براي تکمیل این هنر به اصفهان آمد ، در بازار اصفهان حرکت می کرد که از درب مدرسه صدر
گذر نمود . او ازدیدن مدرسه طلبگی بسیار خوشحال شد وهمه روزه صبح وعصر به آنجا می رفت. یک بار
درویشی در مدرسه او را صدا زد وسوالاتی ازشغل ونسب اوکرد و جهانگیر خان جواب داد آنگاه درویش
در چهره او خیره شد وگفت :گیرم که در این فن موسیقی فارابی زمان شوي ، باز هم مطربی بیش نخواهی
بود.
جهانگیرخان گفت : سخن خوبی گفتی ومرا از خواب غفلت بیدار کردي ، حال چه کنم که دنیا وآخرت در
آن باشد .
درویش گفت : در همین مدرسه که آن را دوست داري مشغول تحصیل شو!
( جهانگیرخان گوید : من از نفس پاك آن درویش و راهنمایی او ، به این مقام رسیدم .( 53
-21 امر به معروف تحبیبی
امر به معروف تحبیبی آن است که عملی را که گنهکار ترك کرده است یا ترك گناهی را که انجام می
دهد محبوب او گردانیم تا با این محبوبییت نسبت به وظیفه ي خود عمل نماید.
راههاي ایجاد محبوبیت معروف ها و ترك منکرات
راههاي ایجاد محبوبیت کارهاي خوب و ترك کارهاي بد عکس راه هاي ایجاد تنفر از گناه است و با توجه
به اینکه این بحث مشابه بحث گذشته است و توضیح کاملی در آن بحث ارائه گردید در اینجا به اختصار
عمل می کنیم و به دو مورد مهم وکلی از راه هاي ایجاد محبوبیت را مورد بررسی قرار می دهیم.
1) بیان اشتراك با نیکوکاران بزرگ
وقتی کسی بداند با انجام کاري با پیامبران و بزرگان دین وجه مشترك پیدا می کند به آن راغب می گردد
ودر نتیجه تاثیر پذیري او افزایش می یابد .
مثلا به کسی که اخمو و ترشروست بگوییم :
از ویژگی هاي پیامبر (ص) وائمه (ع) تبسم بود وشما هم همواره تبسم کنید تا وجه مشترکی با آنها داشته
باشید یا به کسی که ریش خود را می تراشد وبه پیامبر واهل بیت آن حضرت علاقمند است بگوییم : شما
محمد وآل محمد (ص) را بسیار دوست دارید وکسی که محبت حقیقی به آنها داشته باشدسعی می کند نقاط
مشترك اخلاقی و رفتاري خود را با محبوب هاي خود افزایش دهد شما ریش خود را باقی گذارید تا وجه
مشترکی با امام زمان (ع) در چهره داشته باشید .
2) تبیین منافع انجام معروف
وقتی مردم منافع عملی رابدانند به آن علاقمند می شوند و این محبت ، آنها را به سوي عمل می کشاند
بنابراین بیان خواص وآثار و منافع انجام معروف یا ترك منکر پذیرش گنهکاررابیشتر می کند .
چگونه بگوییم ؟
مثلا به کسی که فریضه ي امر به معروف را ترك کرده است بگوییم : امیرالمومنین (ع) فرمود :
تمام اعمال خیر وحتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره اي در برابر دریاي
( پهناورند . ( 54
یا به کسی که به بزرگسالان بی حرمتی می کند بگوییم رسول خدا (ص)فرمود :
( البرکه مع اکابرکم ( 55
سعادت وافزونی نعمتها در وجود بزرگسالان شماست .
یا به کسی که به علماي دین بیحرمتی می کند بگوییم :امیرالمومنین (ع)فرمود :
( من وقّر عالما فقد وقرّ ربه ( 56
کسی که عالمی را احترام کند همانا پروردگارش را احترام کرده است .
یا به کسی که اهل غیبت دیگران است بگوییم :پیامبر (ص)فرمود :
( ترك غیبت نزد خداي عزوجل محبوبتر از ده هزار رکعت نماز مستحبی است . ( 57
نمونه عملی علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان گوید : چون به نجف اشرف براي تحصیل مشرف شدم از
جهت خویشاوندي گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم ، تایک روز در مدرسه اي ایستاده
بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور می کردند چون به من رسیدند دست خود را روي شانه ي من گذاردند
وگفتند : اي فرزند!
( دنیا را می خواهی نماز شب بخوان وآخرت می خواهی نماز شب بخوان ( 58
-22 امر به معروف نکوهشی
بدون شک گناه مذموم است وگنهکار نکوهیده است اما تذکر دهنده که در موضوع هدایت اوست نباید او
را سرزنش کند تا بتواند اصلاحات مورد نظر را در کاشانه ي درون وبرون او پدید آورد حال اگر صمیمیت و
مهربانی در اصلاح و هدایت اوتاثیري نداشته باشد دلیلی بر محبت کردن به کنهکار وجود ندارد و اگر
بخواهیم با او سخن بگوییم سخن معتدل خواهیم داشت که نه گرمی محبت در آن باشد ونه سردي خشونت .
چنین رفتار میانه اي می تواند در برخی گنهکاران تاثیر گذار باشد اما اگر گنهکار در موقعیتی قرار دارد که
جز نکوهش در او اثري ندارد باید اورا امر و نهی نکوهشی کنیم والبته مراقب باشیم در مذمت او مرتکب
فحش و افترا نگردیم همانگونه که مسئله فقهی آن بیان گردید .
شلاق نکوهش درد آور وسازنده است و نیازي به فحش نمی باشد واگر نکوهش با کارشناسی لازم وبجا
مورد استفاده قرارگیرد مانند نیشترشفا بخش طبیب است که به بدن بیمار می زند.
چگونه بگوییم ؟
مثلا بهر کسی که فحش می دهد بگوییم :
حیا نمی کنی هر کلمه ي زشتی را بر زبان جاري می کنی ؟
یا به کسی که حرمت پدر ومادر خود را نادیده می گیرد بگوییم : خجالت نمی کشی در برابر پدر ومادري
که تورا به این قدرت و جوانی رساندند بی ادبی می کنی ؟
یا به کسی که حقی را ضایع می کند بگوییم :
واي برتو حقوق مردم را ضایع می کتی؟
یا به کسی که ریاست طلب است بگوییم :
( امام کاظم (ع)فرمود :کسی که به دنبال ریاست باشد هلاك می گردد . ( 59
یا به کسی که که خود را جزء اراذل جامعه قرار داده است بگوییم :
می بینیم که با این رفتارهاي زشت موقعیت خود را به حراج گذارده اي ؟
یا به زنی که با بی حیایی وارد جامعه شده است بگوییم :
با این بی حیایی وبی حجابی خداوند را از خود ناراضی می کنی ، یا بگوییم :
( امام صادق (ع)فرمود : ایمان ندارد کسی که حیا ندارد. ( 60
نمونه عملی
روزي پیامبر (ص) از بازار مدینه عبور می کرد که چشمش به یک ماده ي غدایی افتاد و نظر او را جلب کرد
به فروشنده گفت : چه پاکیزه است ؟ قیمت آن چند است ؟آنگاه دست خود را در زیر آن فرو برد ومقداري
از آن را زیر و ور کرد ودید جنس بدي را در زیر قرار داده است وروي آن را جنس خوب گذارده است
بیان تذکر با قیافه و روحیه آرام و مشفقانه تا مردم را فریب دهد .
سپس به فروشنده فرمود :
( نمی بینم تورا مگر اینکه خیانت و فریب دادن مسلمانان را در یک جا جمع کرده اي. ( 61
-23 امر به معروف مشفقانه
امر به معروف باید با محبت وصمیمیت انجام گیرد زیرا این ویژگی ها از ارزش ها پذیرفته شد ه ي همه ي
مردم است وهر کس با ادبیات محبت سخن بگوید سخن او مورد استقبال قرار می گیرد بویژه اگر مخاطب
دلسوزي اورا احساس کند از سوي دیگر چون امر و نهی به دیگران صرف نظر از نوع بیان آن قدري بر
گنهکار سنگین دشوار است باید با عسل محبت در هم آمیزد تا از دشواري تندي آن کاسته گردد .
از محبت خارها گل می شود ازمحبت سجن گلشن می شود
از محبت خار سوسن می شود از محبت نار نوري می شود
وز محبت سرکه ها مل می شود وز محبت خانه روشن می شود
بی محبت موم آهن می شود وز محبت دیو حوري می شود
چگونه تذکر را صمیمی کنیم ؟
صمیمی کردن تذکر به سه گونه است :
1) استفاده از الفاظ محبت آمیز .
2) استفاده از جمله بنی هاي صمیمی وملایم نظیر اینکه بگوییم:
حیف است که به خاطر لذتی زود گذر شما گرفتار عذاب آخرت شوید .
3) بیان تفکر با قیافه وروحیه ي آرام مشفقانه .
نمونه عملی
یکی از شاگردان شهید آیت الله سعیدي می گوید: مدتی بود که کسبه و معتمدین محل با مشکلی برخورد
کرده بودند وآن ظاهر شدن زنی جذاب وزیبا با لباس هاي زننده بود او در آخر محله بود و هر روز به
صورت زننده اي طول مسیر خیابان و محله را تا سر ایستگاه اتوبوس پیاده طی می کرد و نظر جوانان را به
خود جلب می نمود . از آنجایی که محله ي غیاثی با نفوذ آن شهید بزرگوار وهمکاري مردم از خودنمایی
زنان به این صورت زشت در امان مانده بود این حرکت که تا حدودي حساب شده به نظر می رسید قابل
تحمل نبود از این رو بعضی از مردم موضوع را با آیت الله سعیدي در میان گذاشتند او آنان را از هر گونه
عکس العملی باز داشت ومنتظر ماند تا خود به امر به معروف اقدام نماید .
روز بعد شهیدبا بعضی از اهل محل راه را براین زن گرفتند و با لحنی پدرانه شروع به موعظه او کرد وگفت :
خواهرم دارند شما را گول می زنند ... چرا شخصیت خود را فراموش کرده اي؟ جواب خدا را جه می دهی؟
( سخنان آیت الله سعیدي چنان در روح آن زن اثر کرد که هیجگاه اورا در محله غیاثی بی حجاب ندیدم( 62
-24 امر به معروف استظهاري
گاهی موقعیت گنهکار به گونه اي است که به هر دلیل نمی توان او را امر و نهی کرد ونه تنها نمی پذیرد که
چه بسا دشوارهایی هم براي تذکر دهند هایجاد کند بهترین شیوه براي افرادي که یا از سنین بالایی
برخوردارند یا عناوینی دارند که با وجود آن عناوین تسلیم امر و نهی ما نمی شود و یا از مقام خاص یا اعتبار
قابل توجهی برخوردارند این است که تذکر ما به آنها به شیوه امر به معروف استظهاري می باشد یعنی نظر او
را درباره ي گناهی که می کند یا واجبی که به آن عمل نمی کند بطور غیر مستقیم جویا شویم .
چگونه بگوییم ؟
مثلا به کسی که نماز نمی خواند بگوییم :
یکی از دوستان یا اقوام ما نماز نمی خواند به نظر شما به او چه بگوییم که این واجب الهی را انجام دهد ؟
و یا به او بگوییم :
نماز یک واجب الهی وستون دین اسلام است ومهم آن است که آن را به صورت صحیحی بخوانیم تا به
وظیفه ي دینی خود عمل کرده باشیم شما ببینید قرائت نماز من صحیح است .
یا به زنی که حجاب دینی را رعایت نمی کند بگوییم :
به نظر شما یک خانم مسلمان که به سن تکلیف رسیده است چه اندازه خود را باید بپوشاند که به آنجه
خداوند واجب کرده است عمل کرده باشد
نمونه عملی
امام حسن وامام حسین (ع)که در زمان کودکی بسر می بردند به پیرمردي گذر کردند که وضوي صحیحی
نمی گرفت براي هدایت پیرمرد بر وضوخود نزاع کردند و قضاوت را بر عهده ي او گذاردند و هر دو پیش
او وضو گرفتند پیرمرد گفت :هر دوي شما وضوي خوبی گرفتید و این پیرمرد جاهل است که وضوي خوبی
نگرفت.
-25 امر به معروف ذوقی
آمران به معروف باید بهترین ذوق وسلیقه خود را در شکار فرصت ها و موقعیت هاي مناسب بکار گیرد و
فرد مورد نظر خود را هدایت کنند برخی ازامر به معروف ها ابتکاري است و از ظرافت روحی وفکري تذکر
دهنده سرچشمه می گیرد و چه بسا تحول چشمگیري در وجود گنهکار ایجاد کند و این چیزي است که به
فرد تذکر دهنده و مخاطب او و شرایط و زمینه ها و نوع گناه بستگی دارد .
چگونه بگوییم ؟
مثلا به مخاطب خود بگوییم : نظر شما درباره کسی که نمک بخورد و نمکدان را بشکند چیست ؟آنگاه پس
از پاسخ او بگوییم فکر نمی کنی تو هم از کسانی باشی که نمک می خورد و نمکدان می شکند ؟ می پرسد
چطور یا چه کرده ام ؟و ما هم می گوییم :تو روزي خدا را می خوري و نا فرمانی او را می کنی.
راننده جوانی را دیدم که علاقه بسیار زیادي به امام خمینی داشت و از جلالت بزرگی وشجاعت و علم
وسلامت نفس او سخن می گفت من که کنار او نشسته بودم و به مطالب جوان گوش می دادم چشمم به
دستش افتاد که حلقه اي از طلا بدست دارد وقتی سخن او به پایان رسید گفتم : فتواي امام خمینی این است
که استفاده از طلا براي مردان حرام است و او بلافاصله گفت به محبتی که به امام خمینی دارم این حلقه طلا
را به دست نخواهم کرد .
نمونه عملی
مردي نزد پیامبر (ص) سخن می گفت و بیش از حد صحبت کرد حضرت به او فرمود :دهان تو چند درب
دارد ؟عرض کرد دو درب دارد : یکی لب ها ودیگري دندان هایم .
( رسول خدا (ص) فرمود :آیا این دو درب نمی تواند جلوي پر حرفی تو را بگیرد ؟ ( 63
-26 امر به معروف طنز آمیز
در برخی از موارد استفاده از طنز ومزاح می تواند میزان تاثیرامر و نهی دینی را افزایش داده و انجام آن را
روان تر و بیان آنرا دلنشین تر سازد وگاهی تذکر تنها به همین شیوه میسر است البته باید مراقب باشیم به
شخصیت کسی اهانت نشود و طنز وشوخی ما موجه ، سازنده و صالح باشد و لغو ولهو و باطل در آن راه
نیابد وسخن حق خود را که ماموریت الهی برانجام آن داریم با لطافت و شوخ طبعی به گنهکار اعلام کنیم .
نمونه عملی
زمانی که نصرت الدوله وزیر دارایی بود لایحه اي به مجلس آورد به موجب آن دولت ایران یکصد سگ از
انگلستان خریداري و وارد کند او شرحی درباره خصوصیت این سگ ها بیان کرد وگفت : این سگ ها
شناسنامه دارند ، پدر و مادر دارند ، نژادشان معلوم است و به محض آنکه دزد را ببینند اورا می گیرند .
مدرس پس از شنیدن توضیحات شاهزاده نصرت الدوله دست خود را بر روي میز کوبید وگفت مخالفم .
وزیر دارایی گفت : هرچه لایحه می آوریم شما مخالفت می کنید دلیلش چیست ؟
مدرس ضمن آنکه تبسمی برلبانش نقش بسته بود جواب داد مخالفت من هم دلیل دارد و هم به سود شماست
مگر نگفتید این سگ ها به محض دیدن دزد اورا می گیرد ؟ بسیار خوب آقاي وزیر دارایی با ورود این سگ
( ها به ایران اولین کسی که گرفتار می شود خود شما هستید پس مخالفت من به نفع شماست. ( 64
روزي هارون الرشید براي تفریح به جاي نگهداري دیوانگان رفت . در میان دیوانگان جوان با متانت و آرامی
را مشاهده کرد با او مشغول صحبت شد وبه گمانش رسید که آوردن این جوان به این مرکز ظالمانه بود
هاست در این هنگام هارون شرابی طلبید وخود جامی آشامید و جامی به جوان داد اما او ازگرفتن شراب
خوداري کرد .
هارون اصرارکرد تا جام شراب را بگیرد جوان دیوانه گفت تو شراب می نوشی که مثل من شوي اگر من
بنوشم مثل چه کسی خواهم شد ؟
( هارون خندید ودستور داد اورا آزاد کنند.( 65
-27 امر به معروف تکراري
برخی از گنهکاران به خاطر استمراري که در گناه خودداشته اند ویا به سبب علاقه یا عادتی که به عمل خود
پیداکرده اند با یک بار امر و نهی دینی موفق به ترك منکر یا انجام معروف نمی شوند ازاین رو باید نسخه اي
که براي درمان آنها انتخاب می کنیم چندباري که لازم است تکرار گردد ومی شود هر بار ازیکی ازشیوه
هاي مناسب بهره گرفت .امر و نهی دینی به هر اندازه که لازم باشد باید تکرار شود به شرط آنکه داراي تاثیر
مثبت بوده و تاثیر منفی هم براي مخاطب وتذکر دهنده نداشته باشد ازاین رو اگر تکرار آن لازم باشد واین
تکرار از سوي یک نفر تاثیر منفی نداشته باشد باید در آمران به معروف تنوع ایجاد گردد وهمانگونه که اگر
لازم باشد باید شیوه ها هم متنوع شود .
نمونه عملی
در راه مکه با عده اي از زنان طایفه ي بنی کعب نشسته بود پیامبر (ص) اورا دید و « خوات بن جبیر » روزي
فرمود : چرا با زن ها نشسته اي ؟خوات گفت : شتر سر کشی دارم که زن ها براي آن طنابی می بافند .
پیامبر (ص) از او گذشت و به دنبال کاري که داشت حرکت کرد وقتی بازگشت دوباره او را دید فرمود :
آن شتر چموش دیگر فرار نکرد؟
خوات گوید : خجالت کشیدم وچیزي نگفتم . بعد از آن واقعه هر گاه اورا می دیدم خجالت می گشیدم واز
جلوي چشم او فرار می کردم تا اینکه به مدینه رفتم ویک بار دیگر حضرت سخن خود را در
مسجدتکرارکرد روز دیگري در حالیکه بر الاغ سوار بود به من رسید وفرمود :آن شتر دیگر فرار نکرد ؟
عرض کردم به خدایی که تورا به نبوت برانگیخت از زمانی که مسلمان شدم آن شتر دیگر فرار نکرده است
حضرت فرمود ((الله اکبر ,الله اکبر))
( خداوندا خوات را هدایت فرما .از آن پس او از مسلمانان واقعی شد و خداوند او را هدایت کرد ( 66
28 - امر به معروف اعجابی
اظهار شگفتی از گناه گنهکار که از آن امر و نهی دینی احساس شود شیوه ي دیگر تذکر است که در بعضی
از صحنه هاي اصلاح گرانه آمران به معروف مورد استفاده قرار می گیرد . تذکر اعجابی به خاطر تعجبی که
از عمل گناه در آن ابراز می شود تاثیر گذار است این شیوه ي از تذکر می تواند بصورت مستقیم وغیر
مستقیم وبدون خطاب انجام گیرد .
چگونه بگوییم ؟
مثلا آمر به معروف در مواجه با گنهکار بگوید : عجیب است که شما این گونه با پروردگار خود مخالفت می
ورزید یا بگویید: من از ارتکاب این گناه شما شگفت زده شدم و یا با ادات تعجب مثل : واي ،آه ، عجب نچ
نچ کردن و امثال آن که مفید تعجب باشد اظهار شگفتی نماید .
نمونه عملی
حسن بن مسعود گوید : خدمت امام هادي (ع)رسیدم در حالی که انگشتم خراشیده بود شانه ام با مرکب
سوار تصادف کرد وآسیب دیده بود وجامه هایم را عده اي از مردم پاره کرده بودند گفتم : اي روز تو چه
شر هستی خداوند شر تورا از من برگرداند .
امام (ع) فرمود: اي حسن توهم که با ما رفت وآمد داري گناه خود را به گردن بی گناه می گذاري؟
حسن گوید حیرت زده شدم و فهمیدم که خطا کرده ام عرض کردم : اي آقاي من ,از خداوند آمرزش می
خواهم .
حضرت فرمود :اي حسن روزگار چه گناهی دارد که وقتی شما به سزاي اعمال خود می رسید آن را شوم می
شمارید ؟
( گفتم : استغفرالله ابدا این توبه من باشد یا بن رسول الله . ( 67
-29 امر به معروف غیر مستقیم
بسیاري از صحنه هاي امر و نهی دینی به گونه اي است که باید به صورت غیر مستقیم به این ماموریت الهی
اقدام کرد وگرنه ممکن است کاري بی فایده و بلکه براي تذکر دهنده وگنهکار و فرهنگ امر به معروف
زیان آور باشد ودر آن صورت جایز نخواهد بود البته اینکه گفته می شود : اگر امر به معروف ضرر دارد باید
ترك شود به این معنا نیست که بطور کلی ترك گردد بلکه اگر شیوه اي مضر است می توان شیوه ي
دیگري را برگزید مگر اینکه امکان بکار گیري هیچ شیوه اي بدون ضرر میسر نباشد .
شیوه غیر مستقیم بدون تذکر نعمت بزرگی است که می توانیم با وجود آن بسیاري از امر و نهی هاي دشوار
را انجام دهیم و با موفقیت ازصحنه ي این جهاد بزرگ بیرون آییم .
راه هاي امر و نهی غیرمستقیم
راه هاي تذکر غیر مستقیم فراوان است والبته به ذوق و مدیریت تذکر دهنده نیز ارتباط دارد اما ما هم به بیان
سه مورد مهم آن می پردازیم .
-1 تذکر به غیر گنهکار
ما می توانیم به فردي که نزد گنهکار حضور دارد تذکر دهیم تا فرد مورد نظر را ارشاد کرده باشیم در این
صورت تذکر ما به صورت مجازي با گنهکار فرضی انجام می گیرد و باید هماهنگی هاي لازم را با او انجام
داده باشیم در حقیقت این کار یک نمایش هنري اصلاح گرانه از سوي دو مومن است که ماموریت امر و
نهی دینی را با مشارکت یکدیگر انجام می دهند این کار در بسیاري از جاها حتی به هنگام حرکت در معابر
عمومی قابل اجراست .
-2 امر و نهی بدون خطاب
این کار می تواند بصورت هاي مختلفی انجام گیرد مثلاً به هنگام عبور از کنار یک بی حجاب با صدایی که
به گوش او برسد این دستور پروردگار است که زنان خود را از نامحرم بپوشانند وجلو ه گري نکنند گویی
تذکر دهنده مطالب خود را تمرین و تکرار می کند و با این روش وظیفه ي خود را انجام داده است وکسی
هم نمی تواند معترض او گردد البته باید به گنهکار بفهماند که منظورش تذکر به اوست .
ما می توانیم در حضور گنهکار گناه او را به صورت غیر مستقیم با فردي دیگر مورد بررسی قرار دهیم و مهم
نیست که کسی که با او صحبت می کنیم از نیت ما آگاه باشد یا نباشد آنچه مهم است این است که گنهکار
امر و نهی دینی ما را به خوبی احساس کند و بر او موثر باشد و از هرگونه تاثیر منفی وضرر احتمالی بدور
باشد .
-3 تحسین نیکوکار نزد گنهکار
این کار در صورتی انجام گیرد که اثر منفی در گنهکار نگذارد و بلکه اثر مثبت در او داشته باشد مثلاً در
حضور گنهکار به او بگوییم من وظیفه خود دانستم از این ارزش خوبی که خداوند به شما داده است و اهل
نماز یا مسجد ،حجاب و یا هر کار خیر دیگري می باشید به شما تبریک بگویم یا از شما تشکر کنم یا شما را
دعا کنم و یا به شما افتخار کنم یا بگوییم : متانت شما یا غیرت شما یا چادر شما مدال افتخار شماست .
-30 امر به معروف تبشیري
مژده وبشارت از اموري است که همه ي انسان هاي عالم بدون استثنا به آن علاقمندند و به آن توجه ویژه اي
دارند زیرا محتواي بشارت مسرت بخش دل ها وشیرین کننده کام انسانهاست ازاین رو آمر به معروف می
تواند در مواردي که مدیریت موفق امر و نهی دینی اقتضا دارد بشارت را در تذکر خود مورد توجه قرار دهد
وکام مخاطب خود را به آن شیرین کند در این صورت به یک آرامش روانی دست خواهد یافت و پذیرش
او افزایش می یابد .
چگونه بگوییم ؟
مثلا به جوانی که واجبات عبادي خود را انجام نمی دهد بگوییم : نمازت را بخوان واز ارزش بزرگ عبادت
خدا غافل نشو که پیامبر(ص) فرمود :
( ان الله تعالی یباهی بالشاب العابد الملائکه یقول انظروا الی عبدي ترك شهوته من اجلی ( 68
همانا خداي متعال به جوان عبادت کننده بر فرشتگان افتخار می کند ومی فرماید :به بندهام بنگرید که
خواسته هاي نفسانی خود را به خاطر من ترك کرد .
آنگاه به او بگوییم نمی خواهی مورد افتخار خداوند قرارگیري ؟چرا ازاین فرصت طلایی بهره نمی گیري ؟
از امروز تو می توانی ازکسانی با شی که خداوند به او افتخار می کند .
یابه کسی که پدر ومادر خود نیکی نمی کند بگوییم : پیامبر (ص)فرمود :
کسی که نیکی به پدر و مادر وصله ي رحم را براي من تضمین کند من هم فراوانی مالِ، زیادي عمر و
( دوستی خویشاوندان با او را برایش تضمین می کنم ( 69
-31 امر به معروف تهدیدي
تهدیدبه از دست دادن منافع ومصالح وافتادن در دشواري ها هموا ره در انسا ن ها تاثیر گذار بوده است زیرا
سود وزیان انسان چیزي نیست که بتواند به راحتی از آن بگذرد از این رو امر به معروف تهدیدي براي کسانی
که امر و نهی ساده واندرزي وامثال آنها در آنها تاثیري ندارد گزینه ي خوبی در ارشادشان به شما رمی رود
همانگونه که به مسا ئل فقیه ي آن اشاره گردید.
انواع تهدید
تهدید انواع مختلفی دارد :
- -1 تهدید به قطع ارتباط با گنهکار 2- تهدید به تحریم منافع وامتیاز هاي که در اختیار او گذارده ایم 3
- تهدید به آثار گناهی که مرتکب آن می گردد 4- تهدید به ریختن آبرو ومفتضح شدن در میان مردم 5
تهدید به مردن در حال گناه 6- تهدید به گشترش سلطه ي شیطان بر او 7- تهدید به باز گرفتن آنچه خداوند
- به گنهکار داده است 8- تهدید به انتقام شدید و زودرس خداوند در دنیا 9- تهدید به عذاب آخرت 10
تهدید به مرگهاي ناگهانی وزود هنگام 11 - تهدید به نزول عذاب 12 - تهدید به منتهی شدن گناه مستمر به
تکذیب آیات خدا چنانکه آیه آن در شیوه استکراهی بیان گردید.
چگونه بگوییم ؟
مثلا به گنهکار بگوییم : اگر به ترك واجب خود ادامه دهی یا گناه خود را ترك نکنی ارتباط من با تو قطع
خواهد شد .
نمی ترسی خداوند بر تو خشم کند ودست وپایی را که با آنها کتک می زنی فلج کند ؟
بترس از اینکه پایان زندگی ات به زودي فرا رسد و بدون توبه وترك گناه به عالم دیگر منتقل شوي ودر
حسرت وعذاب الهی قرار گیري ؟
از خدا نمی ترسی با جسارت گناه می کنی نمی ترسی با این جسارت تو را مفتضح کند که در هیچ مکانی
امنیت وآبرو نداشته باشی ؟
نمی ترسی در این ضرب وشتم ها که می کنی کسی در زیر کتک هاي تو کشته شود ودر دنیا وآخرت رو
سیاه گردي ؟
( پیامبر (ص)فرمود : قتل المومن اعظم عند الله من زوال الدنیا ( 70
کشتن مومن نزد خداوند از نابودي دنیا بزرگ تر است .
از خدا بترس ودختر خود را به ازدواج یک نفر فاسق گنهکار در نیاور که پیامبر (ص) فرمود :کسی که دختر
( پاکش را به همسري یک فرد هرزه یا گمراه دهد روزانه هزار لعنت بر او فرود می آید. ( 71
نمونه عملی
ابراهیم الجعفري گوید : امام هادي یا امام رضا (ع) به من فرمود : چرا تورا نزد عبدالرحمن بن یعقوب
می بینم؟
عرض کردم : او دایی من است .
حضرت فرمود : او در باره خدا سخن نادرستی می گوید خداوند را (به صورت اجسام واوصاف آنها )
توصیف می کند در حالیکه خداوند اینگونه توصیف نمی شود پس با او همنیشین باش وما را رها کن و یا با
ما همنشین باش و او را رها کن .
عرض کردم : او هر چه می خواهد بگوید اگر من به گفته هایش اعتقادي نداشته باشم چه ضرري براي من
دارد ؟
امام (ع) فرمود :آیا نمی ترسی که عذابی بر او نازل گردد و هر دو شما را فرا گیرد؟ آیا داستان کسی که از
یاران موسی (ع) بود وپدرش از یاران فرعون بود را نمی دانی ؟
وقتی لشکر فرعون به موسی رسید آن پسر از موسی جدا شد تا پدرش را نصیحت کند و به اصحاب موسی
ملحق سازد و پدرش همراه لشکر فرعون می رفت این پسر با پدر ستیزه می کرد تا اینکه هر دو به کناري از
دریا رسیدن وبا غرق شدن فرعون واصحابش آنها هم غرق شدن خبر به موسی (ع) رسید فرمود : اودر
( رحمت خداست اما وقتی عذاب نازل شود از همراه گنهکار دفاعی نشود . ( 72
-32 امر به معروف تدریجی
روحیه گنهکاران متفاوت است وظرفیت آنها از مراتب مختلفی برخورداراست برخی تحمل ندارند که در
یک بار بطور کامل امر به معروف شوند وچه بسا در برابر آن لجاجت کرده وآن رارد کنند اما اگر به تدریج
به آنها گفته شود می توان آن را هضم کرده وبپذیرند . تشخیص این افراد ومراتب تدریجی بودن تذکر به
آنها با تذکر دهنده است گاهی تدریجی بودن با سرعت انجام می گیرد و در یک بار امر و نهی دینی به پایان
می رسر وگاهی زمان بیشتري می برد وطی چند بار امر و نهی کارشناسانه علمی می گردد .
چگونه بگوییم؟
مثلا کسی که خمس مال خود را نمی پردازد واگر یکباره به او گفته شود یک پنجم مال خود را بپردازد
حیرت می کند باید در یک مرحله با وجود حکم خمس در اسلام او را آشنا سازیم و بگوییم یکی از
واجبات مهم دینی که در رساله هاي همه مراجع بیان شده باشد خمس است و هرمسلمانی باید یک پنجم
مالش را با شرایطی که بیان شده است بپردازد آنگاه در مرحله بعد درباره برخی دیگر ازمسائل خمس و نحوه
پرداخت آن مطالبی را با اودرمیان گذاریم ودر مرحله سوم به او بگوییم : خمس مال خود را پرداخت کن تا
اموال تو حلال گردد وآثار مثبت انجام این واجب در زندگی شما آشکار گردد.
-33 امر به معروف امید آفرین
اگر چه امرو نهی دینی براي ترك گناه و انجام واجب است اما می تواند ضمن محتواي خود آفرین باشد و
اگر این ویژگی امید بخشی به تذکر ما افزوده گردد مخاطب با انگیزه بیشتري ازآن استقبال می کند بویژه
اینکه برخی گنهکاران به نا امیدي و یاس از موفقیت گرفتار آمده اند . اصولا رعایت احکام خدا امید به
خداوند ، امید به زندگی ، امید به آینده ي بهترو موفقیت بیشتر و تحولات مثبتی را به همراه دارد و ما باید
این مسائل را به گنهکار منتقل کنیم تا امید او در پرتو احکام خداوند بیشتر شود و به موفقیتهایی هم دست
یابد .
چگونه بگوییم ؟
نماز بخوان که ازیک انبساط خاطر وغناي روحی برخودار شد، فشار هاي روحی تو کاهش می یابد و
زندگی برایت معنا پیدا می کند زیرا زندگی بدون تکلیف الهی هرج ومرج وبیهودگی است .
و یا به کسی که پوشش دینی ندارد بگوییم : پوشش دینی داشته باش تا در آن به امنیت آرامش دست یابی
تومی توانی بنده خوب خدا باشی .
یا به کسانی که به مسجد نمی روند بگوییم : رسول خدا (ص) فرمود : اذا نزلت العاهات والافات غوفی اهل
( المساجد. ( 73
وقتی آسیب ها و بلایا نازل می گردد مسجدي ها در امانند .
یا به کسانی که حرمت مادر خود را نگه نمی دارند یا ازاو حرف شنوایی ندارند بگوییم : پیامبر (ص) فرمود :
( الجنه تحت اقدام الامهات. ( 74
بهشت زیر پاي مادران است (یعنی با اطاعت وکسب رضایت مادر به بهشت می رویم )
-34 امر به معروف تدبري
امربه معروف تدبري آن است که گنهکاررا به تدبر در باره ي گناه خود وا می دارد و با این تدبر اندیشه است
که به خطاي خود پی می برد . در بهره گیري از چنین شیوه ي باید سخنان حساب شده و دقیقی را که نیازمند
تدبراست خطاب به گنهکار بیان کنیم .
چگونه بگوییم ؟
مثلا بگوییم : به اندازه اي گناه کن که تاب تحمل عذاب آن را داري و شما در برابر عذاب الهی طاقتی
نداري .
یا بگوییم :سقفی براي گناه خود تعیین کرده اي؟ تا کی می خواهی گرانفروشی کنی یا ربا بخوري یا قسم
دروغ بخوري یا نماز نخوانی یا غیبت مردم کنی یا با جاذبه هاي زنانه ي خود در جامعه مردان را از یاد خدا
غافل کنی یا مانند بچه هاي نا بالغ و زنان و دختران چهره خود را با تیغ زن عریان کنی .
یا بگوییم : از کجا می دانی فردا هم زنده باشی که اکنون به گناه مشغولی و توبه نمی کنی ؟
یا بگوییم: آیا انصاف است که رزق خدا را بخوري وگناه کنی ؟(وگناه مورد نظر را ذکرکنیم ).
نمونه عملی
مردي نزد امام حسین (ع)آمد و عرض کرد : من مردي گناهکارم وتوان خودداري از معصیت را ندارم مرا
موعظه کن .
امام (ع) فرمود : پنج کار را انجام ده و هرچه می خواهی گناه کن .
-1 روزي خدا را نخور وآنچه می خواهی گناه کن .
-2 از حاکمیت خدا بیرون رو وآنچه می خواهی گناه کن .
-3 جایی را انتخاب کن که خدا نبیند وآنچه می خواهی گناه کن .
-4 وقتی فرشته مرگ آمد تا جان تو را بگیرد او را از خود دور گردان وآنچه می خواهی گناه کن .
( -5 وقتی مالک ( 75 ) تورا وارد جهنم می کند داخل نشو وآنچه می خواهی گناه کن ( 76
-35 امر به معروف اندرزي
مدیریت امر به معروف از مسائل مهمی است که تذکر دهند ه باید آنرا به خوبی اجرا کند . او باید بداند که
در چه صحنه اي از صحنه هاي اصلاحی کدامین شیوه را بکار گیرد تا تاثیر مثبت داشته باشد .گاهی روحیه
وگناه مخاطب و زمینه هاي موجود به گونه اي است که امر و نهی دینی بصورت پند و اندرز مطرح شود
طبیعی است که با تکیه بر پند و اندرز تذکر دهیم چه اینکه مسائل فقیهی آن مطرح گردید . خداي متعال می
( فرمایند: با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما . ( 77
در شیوه امر و نهی اندرزي صمیمیت بیشتري بر فضاي ارتباطها حاکم است و دلسوزي بیشتري از سوي تذکر
دهنده ابراز می شود وگنهکار هم به خوبی آن را احساس می کند البته هر چه نفس تذکر دهنده پاکتر باشد
موعظه او موثر خواهد بود .
چگونه بگوییم ؟
دراین نوع از تذکر آمر به معروف از همه اطلاعات خود از شیوه ي ومعارف دینی استفاده می کند وگنهکار
را مورد ارشاد خود قرار می دهد البته شرایط و روحیه گنهکار و زمینه ها باید به طور کامل مورد توجه قرار
گیرد و چه بسا موعظه کوتاهی کافی باشد وحوصله ي گنهکار اقتضا بیشترنداشته باشد نظیر اینکه به کسی که
زیبایی خود را وسیله غرور وفخر و خودنمایی قرار داده است بگوییم :
زیبایی تو یک نعمت الهی اما تو به جاي شکر برآن ، زیبایی خود را وسیله گناه قرارداده اي و یا بگوییم :
اندازه عمر کسی معلوم نیست وشما با توبه به این گناه خود پایان بخش و نگذار که مرگ به آن پایان دهد .
ویا به کسی که می خواهد دختر خود را به شرابخواردهد بگوییم : دختر خود را به انسان شرابخوار نده که او
را بدبخت خواهی کرد .
( رسول خدا (ص)فرمود : من زوج کریمته من شارب الخمر فکانما ساقها الی الزنا. ( 78
هرکس دختر خود را به عقد شرابخوار در آورد مثل این است که او را به زنا کشیده است .
ویا به کسی که مرتکب گناهی می شود بگوییم : از خواب غفلت بیدار شو وسعادت خود را به ذلت فانی دنیا
( نفروش . پیامبر (ص) فرمود : لردالمومن حراماً یعدل عندالله سبعین حجه مبروره . ( 79
مومنی که عمل حرامی را رد کند پاداش هفتاد حج پذیرفته شده در نزد خداوند دارد .
نمونه عملی منظوم
درایجا به نقل یک امر به معروف اندرزي که مولف به نظم در آورده است می پردازیم :
بد حجابی را بدیدم در گذر غرق ظاهر بود وجلب رهگذر
گفتمش این کار را چون می کنی بهر شهوت خلق مفتون می کنی
خود نمایی ره به گمراهی کشد جلب نامحرم به بیراهی کشد
گفت آزادم چنین ره طی کنم آنچه دلمخواهم بود را پی کنم
گفتمش راهت پر از تقصیرهاست عقل تو در بند ودر زنجیرهاست
راه تو غیر از ره دینت بود چون هواي نفس آئینت بود
خلقت تونی براین تزیین بود مد پرستی نی طریق دین بود
لحظه اي در کار خود اندیشه کن اندر این ره عقل خود را پیشه کن
عاقبت بنگر قیامت یاد کن با خدا باش وبه او دل شاد کن
گفت ما را خوش نصیحت می کنی غافلان آگه زغفلت می کنی
این حقایق نزد من مستور بود زین سبب مویا تنم مکشوف بود
یار ما حق است عشق از آن اوست نی هوسبازان در ظاهر چو دوست
من ندارم عذر از اعمال خویش خود نمایی هاي پر اغفال خویش
چون کنم با آن نگاه در گذر چون که با من در گنه شد رهگذر
گفتمش احسنت برگفتار تو این حقیقت فهمی واقرار تو
توبه کن در پیش حق محبوب باش ساده پوشی پیشه کن محجوب باش
حجب وعفت نعمت واهب بود ستر موها وتنت واجب بود
آنچه مستثناي از پوشش بگشت قرص صورت باشد وکفین دست
گفت خاطی بودم وصائب شدم معصیت می کردم وتائب شدم
زین سپس در پرتوي احکام دین جنگ با میل وهوس هایم ببین
با عفاف وپوششی کامل شوم بر رضاي رب خود نائل شوم
می زنم فریاد یا اهل الهوي من شدم آزاد از قید هوي
چادر آزادگی بر سرکشم در ره یاران زهرا پر کشم
بارالها بند هات را کن عطا ساده پوشی وحجاب وهم حیا
-36 امر به معروف تمجیدي
ذکر خوبی هاي انسان ها حس خوب بودن را تقویت می کند وچنین حسی پرهیز از گناه و پذیرش امر و نهی
دینی را آسانتر می سازد از سوي این باور را هم در گنهکار ایجاد می کند که تذکر دهنده به خوبی هاي او
آگاه و در نزد او از مقبولیت هایی برخوردار است چنین باوري ارتباط با مخاطب را روان تر وتاثیر سخن را
در او افزایش می دهد البته نباید ستودن گنهکار به گونه اي باشد که او را تباه کند زیرا تعریف در نزد
دیگران اگر با کارشناسی لازم صورت نگیرد سبب تکبر خود برتر بینی وچه بسا موضع گیري دربرابر امر و
نهی گردد.
از این رو تعریف وتمجید از گنهکار مانند کارد دولبه اي می ماند که باید با احتیاط کامل استفاده شود یعنی
تعریف از او باید معتدل و در حد نیاز باشد و با امر و نهی او تناسب داشته باشد .
چگونه بگوییم ؟
مثلاً به کسی که دانش آموز موفقی است گفته شود :
دانش آموز موفقی مثل شما که مورد توجه دیگران است نباید با افراد بد دهان و بی ادب همنیشینی کند
رسول خدا (ص) فرمود :
( خداوندا فحش دهنده بد زبان را دشمن می دارد. ( 80
و به کسی که سر و وضع و لباس خود را مانند غربی ها کرده است بگوییم :
اصالت خود را حفظ کن، همان که هستی باش و در پوستین دشمنان قرار نگیر، پیامبر (ص)فرمود :
( لیس منّا من عمل سنّه غیرنا ( 81
از ما نیست کسی که به آداب و روش غیر ما عمل کند
یا به کسی که به دین پایبند است و مرتکب گناهی می گردد بگوییم:
تو که متدین هستی دیگر چرا؟ضربه ي گناه شما که اعتبار دینی دارید بیشتر از کسانی است که فاقد این
اعتبارند. یا به کسی که سگ م یفروشد بگوییم : این کار در شان کسی مثل شما نیست .
( کسب بدي را انتخاب کردي رسول خدا (ص) فرمود : شرالکسب ثمن الکلب ( 82
بدترین درآمد پول سگ است
-37 امر به معروف تاسفی
امر به معروف تاسفی آن است که به ترك واجب یا انجام حرام اظهار تاسف کنیم این شیوه در برخی از
موارد بسیار مفید و در مواري تنها راه امر و نهی دینی می باشد زیرا گاهی شرایط به گونه اي است که تنها
سخن ممکن یا موثر یک اظهار تاسف از گناه مخاطب است .
چگونه بگوییم؟
مثلاً وقتی گنهکار را در حال قمار یا شنیدن موسیقی حرام و یا دیدن فیلم حرامی مشاهده نماییم بگوییم :
من به خاطر این گناهی که کردي براي شما متاسفم .
و اگر امکان یا فرصت یا زمینه ي این اظهار تاسف به این گونه نیست می توانیم با استفاده از ادات تاسف ، از
گناه او اظهار تاسف کنیم مثلا به هنگام عبور از کنار او با گفتن کلماتی مثل : واي ، واي گفتن ،آه
کشیدن ,نچ نجچ کردن ا، ا گفتن ، سر تکان دادن ، گفتن سبحان الله و یا لا اله الاالله تاسف خود را اعلام
کنیم به گونه اي که امر و نهی ما ازاین اظهار تاسف معلوم باشد .
-38 امر به معروف توقعی
برخی از گناهکاران در موقعیتی قرار دارند که امر و نهی صریح موجب وهن آنهاست و اگر بتوان به گونه اي
آنها را امر و نهی کرد که احساس اهانت نکنند لازم است همان گونه عمل شود یکی از شیوه هاي که نسبت
به امر و نهی صریح آرامتر و محترمانه ترمی باشد امر و نهی توقعی است و امر به معروف توقعی آن است که
به گونه اي داشتن و نداشتن توقع در امر و نهی دینی مطرح گردد .
چگونه بگوییم ؟
مثلا بگوییم : توقع نداشتم که این کار حرام را انجام دهی .
از تو توقع داشتم تن به چنین گناهی ندهی .
از کسی مثل شما انظار نم یرفت به امانت دیگران خیانت کنی .
از شما انتظار دارم که دست کم در انجام واجباتی مثل نماز سستی نکنی .
-39 امر به معروف حکیمانه
حکمت عبارت از سخن صحیح و محکمی است که حق را آشکار و شبهه را زایل می کند و امر به معروف
حکیمانه آن است که از چنان صحت و استحکامی برخورداراست که حق را بر گنهکار آشکار ساخته و هر
گونه تردید و شبه را از دل او پاك می گرداند .
گاهی شرایط گنهکار به گونه اي است که جزء تذکر حکیمانه تاثیري ندارد و تذکر دهنده باید بدنبال
چنین شیوه اي باشد .
از ویژگی هاي این شیوه آن است که هر گونه راه فرار و بهانه جویی و مخالفت را بر مخاطب می بندد و حق
را مانند خورشید وسط آسمان براي او روشن می گرداند اگر کسی گرفتار عناد ، لجاجت ، جهل ، مرکب و
بندگی هواهاي نفسانی نباشد بدون شک در برابر تذکر حکیمانه تسلیم خواهد شد هر چند اراده ي عمل به
باور خود را نداشته باشد خداي متعال نیز به این شیوه برخورد با مردم چنین دستور داده است :
( با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نماز و با روشی که نیکوتر است با آنها مناظره کن . ( 83
نمونه عملی
از کسانی بود که در زمان جاهلیت بت پرستی می کرد او بتی را در منزل خود قرار داده بود و آن « ابودرداء »
را می پرستید عبد الله بن رواحۀ و محمد بن مسلمه که از بت پرستی ابودرداء آگاه بودند منتظر فرصت بودند
تا بت او را در هم شکنند.
یکبار که ابودرداء از منزل بیرون رفت وارد خانه ي او شدند و بتش را شکستند وقتی به خانه باز گشت به همسرش گفت : چه کسی این کار را انجام داده است ؟ همسرش پاسخ داد : نمی دانم تنها صدایی را شنیدم وهنگامی که نزد بت رفتم دیدم آن را شکسته و از منزل خارج شده اند آنگاه گفت : اگر این بت قدرتی داشت از خود دفاع می کرد.
ابودرداء که از جمله ي هدایت بخش همسرش متنبه گردید به او گفت : لباس مرا بیاور. لباسش را پوشید و
روانه ي محضر رسول خدا (ص)گردید. پیامبر(ص)که از دور او را مشاهده کرد فرمود : این ابو درداء است
( که می آید و مسلما ن شده است او آمد و به دستان حضرت مسلما ن شد. ( 84
همچنین روزي ابوعلی سینا به مجلس درس ابوعلی بن مسکویه ، دانشمند معروف آن زمان حاضر شد و با
کمال غرور گردویی را پیش ابن مسکویه انداخت و گفت : مساحت این را تعیین کن .
ابن مسکویه جزوه هایی از یک کتاب که در علم اخلاق و تربیت نوشته بود را پیش ابن سینا گذاشت و گفت
تو اول اخلاق خود را اصلاح کن تا من مساحت گردو را تعیین کنم تو به اصلاح اخلاق خود محتاج تري تا
( من به تعیین مساحت این گردو ( 85
-40 امر به معروف مناظره اي
امر به معروف مناظره اي آن است که امر به معروف و گنهکار درباره ي عمل مورد تذکر به بحث و
گفتگو می پردازند . در برخی موارد پس از بیان تذکر ،گنهکار موضع گیري کرده و با دفاع از عمل خود به
جدا با تذکر دهنده می پردازد اگر چه دفاع از ترك واجب و یا انجام منکر دفاع باطلی است اما گنهکار با
تکیه بر بیان خود و دلا یلی که به ذهنش می رسد وارد مناظره می شود از این روز تذکر دهنده باید قدري با
جدل با گنهکاران و ترفندها و مغالطه ها و سخنان و شیوه هاي مختلف آنها آشنایی داشته با شد تا بتواند در
برابر جدال آنها که قرآن از آن به جدال بالباطل ، جدال به غیر سلطا ن و جدال به غیر علم یاد می کند از حق
دفاع کند .
اما دفاع ما که دفاع از حق است باید یک دفاع حکیمانه و نیکو باشد چه این خداوند فرموده است :
ادع الی سبیل ربک با لحکمه والمو عظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضلّ عن
( سبیله وهو اعلم بالمهتدین . ( 86
با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها با رو شنی که بهتر است استدلال و مناظره
کن پروردگارت از همه آگاه تر است که چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت شدگا ن دانا تر
است .
ما باید با گنه کارانی که در برابر امر و نهی دینی مجادله کرده سخنان زشت گفته و چه بسا اهانت می کنند به
( خوبی سخن بگوییم چه اینکه خداي متعال فرموده است : وقولوا للناّس حسنا . ( 87
با مردم خوب سخن بگویید.
ما در فصل اول این کتاب بیست و پنج نوع مخالفت را مطرح کرده و به آنها پاسخ دادیم تا آمران به
معروف بتوانند پاسخ لازم را به مخالفان بدهند و بیان آن پاسخ ها به گنه کاران خود یک مناظره کوتاه و
جدال نیکویی است که انجام می گیرد .
اما در اینجا به یک مناظره ي فرضی که میا ن آمر به معروف وگنه کار است می پردازیم تا نمونه ا ي جهت
آشنایی و ورزیدگی بیشتر تذکر دهندگان گردد . آنچه در این مناظره آمده است همان مطالبی است که کم
و بیش در صحنه هاي امر به معروف به میان می آید و ما به صورت جامع تر و کامل تري آنها را مطرح
یاد می کنیم یا خانمی که « آ » می کنیم این مناظره میان یک آمر به معروف که از او با علامت اختصاري
از او یاد می کنیم صورت گرفته است . « ج » حجاب را مراعات نکرده و با علامت اختصاري
انتخاب گناه بی حجابی به خاطر آن است که این گناه ، گناه رایج ,گسترده و مبتلا به جامعه ماست که
بیشترین تاثیر را در آلودگی و غیر دینی کردن فضاي جامعه به همراه دارد .
آ: خانم محترم می بخشید این دستور خداوند است که خانم ها خود را از نامحرم بپوشانند و شما هم این
دستور خدا را مراعات کنید و خود را بپوشانید .
خ: پوشیدن لباس یک مسئله شخصی است که هر کس براي خودش تصمیم می گیرد که چه لباسی را
انتخاب کند و چگونه بپوشد .
آ: بله یک مسئله شخصی است اما اسلام هم براي آن حدودي تعیین کرده است و شما باید این حدود الهی را
مراعات کنید یعنی به جزء قرص صورت و دو کف دست ، خود را به طور کامل با لباس ساده اي بپوشانید .
خ: این نظر شماست و اسلام چنین چیزي نگفته است .
آ: این نظر اسلام است و ما بیان کننده ي آن هستیم و از پیش خود چیزي نگفتیم .
خ: اسلام کجا گفته است که خانم ها آنگونه که شما می گویید خودشان را بپوشانند ؟
آ: در آنجا که اسماء خواهر عایشه با لباس نازك نزد رسول خدا (ص) حاضر شد حضرت روي خود را از اوبرگرداند و فرمود : اي اسماء وقتی زن به بلوغ می رسد نباید چیزي از بدن او آشکار گردد مگر این و این و( اشاره به دو کف دست و صورتش کرد. ( 88
خ: در قرآن هم حجاب آمده است ؟
آ: از جهت وظیفه دینی چه فرقی میان قرآن و سخنان پیامبر (ص) است ؟شما اگر قرآن را قبول دارید باید
سخنان پیامبر (ص) را هم قبول داشته باشید .
خ: آیا قرآن گفته است که ما باید با حجاب باشیم ؟
آ: آري ,ولی لازم نیست همه چیز در قرآن آمده باشد مگر نماز مغرب که سه رکعت است در قرآن آمده
است؟ مگر بلند خواندن نماز صبح در قرآن آمده است ؟ اسلام دو منبع نقلی دارد : قرآن و سخنان معصومین
(ع) که آنها هم از سوي خدا می گویند این پاسخ را دادم که انتظار نداشته باشید همه احکام در قرآن آمده
باشد که در آن صورت قرآن مجلدات زیادي پیدا می کرد در عین حال حجاب از مسائلی است که در چند
جاي قرآن بیان شده است خداوند در سوره نور آیه 31 می فرماید : ولیضربن بخمرهن علی جیوبهنّ
زنان باید با سر انداز خود گردن و سینه خویش را بپوشانند.
با توجه به اینکه قرآن و روایات به حجاب دستور داده اند شما باید همه ي بدن و موي سر خود را به جزء دو
کف دست و قرص صورت بپوشانید .
خ: بله با این دلایل قرآنی و روانی حجاب حکم خداوند است و می پذیرم اما قبول کنید که اشکال هایی در
ذهن ها هم وجود دارد و آن اینکه چرا حجاب خاص زنان است و مردها چنین وظیفه اي ندارند .
آ: زیرا بدن مردان مثل بدن زنان جاذبه هاي شدید جنسی ندارد.
خ: بله بدن زنان جاذبه جنسی دارد ولی شما نگاه نکنید .
آ: البته یکی از احکام خدا که در آیه سوره نور آمده است نگاه نکردن به زنان نامحرم است اما آیا با
رابطه بی حجابی و نگاه کردن فکرکرد هاید ؟
اگر شما حجاب خود را رعایت کنید دیگر نگاه حرام به کنار می رود و این یکی از برکات حجاب است و
اگر بی حجابی کنید نگاه هاي آلوده را در جامعه زیاد می کنید و این یکی از آثار بد و حرام بی حجابی و
جلوه گري زنان است .
خ: بله دقیقا این رابطه بین جلوه گري زنان و نگاه هاي حرام وجود دارد ولی به هر حال شما هم نباید نگاه
کنید شما نگاه کردید .
آ: من نگاه نکردم نگاهم افتاد و این غیر از نگاه عمدي است و در همین نگاه افتادن هم شما مقصرید زیرا شما
بودید که خود را در معرض نگاه نامحرم قرار داد هاید نگاه من شما را به جلوه گري انداخت یا جلوه گري
شما موجب نگاه من شد؟ من شما را به گناه انداختم یا شما مرا به گناه انداختی ؟
خ: سخن شما درست است من سبب نگاه حرام شما شدم ولی شما مسئول نگاه حرام خودتان هستید .
آ: البته من مسئول نگاه حرام خود هستم ولی شما هم مسئول هستید زیرا شما به این نگاه کمک کردید و اگر
گناه نگاه حرام را ندارید اما گناه کمک به نگاه حرام را دارید و خداوند در قرآن می فرماید:
( و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان. ( 89
بر گناه و تجاوز کمک نکنید .
پس شما دو گناه دارید :گناه جلوه گري نزد نامحرم و گناه کمک به انجام گناه و آلوده کردن جامعه .
خ: خدا فرموده است : ما زنان بدن و موي سر خود را به طور کامل بپوشانیم ولی نفرموده است از مدل هاي
جذاب و لباسهاي تنگ و آرایش استفاده نکنیم و من دوست دارم ضمن پوشش بدن لباس تنگ و کوتاه
بپوشم و آرایش کنم .
آ: بله شما بدن خود را پوشاند هاید اما به یک آیه دیگر قرآن هیچ توجهی نکردید در حالیکه شما خانم ها باید
آیات مربوط به خودتان را خوب بدانید .
خ: مگر آیه دیگري هم درباره ي خصوصیات لباس و آرایش زنان هست؟
آ: البته که هست . خداوند در آیه 33 سوره احزاب می فرماید :
و قرن فی بیوتکنّ و لا تبرّجن تبرّج الجاهلیه الاولی .
در خانه هاي خود قرار گیرید و مانند دوره ي جاهلیت پیشین آرایش و خود نمایی نکنید .
این را هم بدانید که زن نباید از پوششی استفاده کند که جاذبه هاي آن جاي جاذبه هاي برهنگی زن رابگیرد .
خ: ما باید با لباسی ساده خود را بپوشانیم و آرایش و جلوه گري نکنیم ولی استفاده از زینت مثل گلوبند والنگو و امثال آن براي ما آزاد است زیرا این آیه نفرموده است زینت هاي خود را هم بپوشانید .
آ: مسئله آشکار بودن زینت مسئله دیگري است.
خ: یعنی چه مسئله دیگري است ؟
آ: یعنی خداوند دستور صریح دیگري داده است که زنان زینتهاي خود را بپوشانند.
خ:کجا دستور داده است ؟
آ: در آیه 31 سوره نور میفرماید :
و لایبدین زینتهنّ
زنان زیور و آرایش خود را آشکار نکنند .
خ: من با آگاهی پذیرفتم که با لباس ساده خود را بپوشانم و آرایش و خود نمایی نکنم ولی این سوال
براي عده اي مطرح است که حق ما چه میشود که باید آزاد باشیم؟
آ: حق را خدا تعیین می کند که آفریننده ماست او ما را آفرید و حقوقشان را هم تعیین کرده است اما در این
باره که زنان آزاد باشند هر گونه بخواهند بیرون آیند حقی را براي آنها به شمار نیاورده است تا به شکلی
بیرون آیند حقی را براي آنها به شمار نیاورده است تا به شکلی بیرون آیند که جامعه را به سمت شهوت و
غفلت از یاد خدا برند . اصلا چرا شما حق را اینگونه مطرح می کنید ؟ بگویید: حجاب حق زن است و نباید
کسی این حق را از او سلب کند و باید این آزادي را در جامعه داشته باشد که خود را از تیر نگاههاي آلوده
بپوشاند و بازیچه ي دست هوسرانان نگردد. البته حجاب حق خدا، همسر و همه ي جامعه است که باید
مراعات شود و از ترك آن آسیبی به بار نیاید و حق مردان از سلامت جامعه از بین نرود.
خ: این سوال هم در ذهن عده اي وجود دارد که حجاب زن به او و شوهرش مربوط میشود .
آ: بله این مربوط به داخل منزل است که نامحرمی هم در آنجا نباشد اما وقتی در جامعه یا جمع دیگران آمد
اگر چه در منزل خود باشد حقوق دیگران هم مطرح است که می خواهند سالم زندگی کنند و گرفتار نگاه
حرام نشوند و حق خدا هم مطرح است که دستور او هم اجرا گردد ضمن اینکه زن باید بیش از هر چیز به
حیا پایبند باشد و جاذبه هاي زنانه اي خود را در معرض نگاه هاي نامحرم قرار ندهد.
همسر او هم باید غیرت داشته باشد که نامحرمان همسر او را نبینند و از دیدن ناموس او لذت حرام نبرند
خداوند غیور است و غیرتمندان را دوست دارد و این از غیرت اوست که می خواهد زنان مومن خود را
بپوشانند و گناه نکنند .
فکر میکنم با این بحث ها حجت بر شما تمام گردید .
خ: بله حجت بر من تمام شد و شبهه و تردیدي نماند که باید حجاب خود را به طور کامل مراعات کنم.
آ: خدا را شکر که شما هدایت شدید و از شما تشکر می کنم که حقایق را بدون تعصب جاهلانه و

هواپرستانه پذیرفتید.

موفق باشید. wwww.jamal9191.blogfa.comپایان